جمعى از نويسندگان
406
مجموعه مقالات برگزيده كنگره بزرگداشت آيت الله سيد على آقا قاضى (ره) (فارسى)
تتابعت عليهالطوالع صارالتوحيد عنده زندقه والشريعه عنده هوساً فبقى بلاعين ولا اثر ان استعملالشريعه استعملها رسماً و ان نطق بالتوحيد نطق بها غلبه و قهراً » « 1 » بدان كه ، انسان تا به ايستگاههاى توحيد نرسيده همچنان بر بساط شريعت ايستاده است . پس ، وقتى به آن مواقف رسيد ، شريعت از نظر او مىافتد و به امور آشكارى كه از معدن راستى و درستى ، درآمده و درخشيده است مشغول شود و بعد از آن كه آن سلسله لوايح و طوالع به دنبال هم و يكى پس از ديگرى براى او مطرح گرديد توحيد در نزد او ، كفر و زندقه و شريعت براى او هوى و هوس ، تلقى مىشود . پس او بىعين و اثر و بىنام و نشان ، باقى مىماند . اگر شريعت را عمل كند ، عملى ظاهرى و رسمى خواهد بود . و هرگاه به توحيد گويا باشد ، چنان نطقى ، از روى قهر و غلبه ، خواهد بود ! چنان كه ملاحظه مىكنيد اين بيان حلّاج با بيان شيخ سيدحيدر آملى صوفى شيعى دوازده امامى فاصله فراوان دارد كه شمّهاى نقل كرديم او در جايى ديگر مىنويسد : شرع مانند بادام كاملى است كه مشتمل بر پوست ، مغز و روغن است . مجموعه مثل شريعت است مغز بادام مثل طريقت و روغن بادام كه در آن است مثل حقيقت است . به عبارتى ديگر شريعت تصديق قلبى كارهاى پيامبران و عمل به موجب آنهاست و طريقت تحقق بخشيدن به افعال و آرمانهاى اخلاقى و قيام به حق آنها است و حقيقت مشاهدهى ذوقى احوال ايشان و موصوف گشتن به آن اوصاف است . « 2 » 3 - دعا و نيايش دعاها و نيايشهاى پيغمبران و اولياى معصوم كه از همه جهت اسوه و سرمشقاند ، داراى زبان تنزيه و تقديس است نه تمثيل و تشبيه ، تعالىالله عن ذلك علواً كبيراً . ما فعلًا در اين باب نمىتوانيم وارد شويم كه اقيانوس بيكرانهاى است و آن را با يك جرعه نمونهبردارى نتوان كرد . همين اندازه اشاره مىكنيم كه آنان حتى در رابطه با خود نيز بسيار مؤدب سخن گفتهاند و از خداوند تعالى مزيد نعمت و گذشت از خطا ، وصول عمر و گسترش مهر و محبت در ميان مردم را خواستهاند ، مضامين مناجات شعبانيه و ديگر ادعيهى مأثوره از اولياى معصوم جالب توجه است . حقير به دعايى اشاره مىكنم كه شايد در نوع خود در بُعد عرفانى و فلسفى منفرد باشد معذلك از حدود ادب خارج نيست هر چند كه فقط در اين دعا و امثال آن ، نوعى بيان تشبيهى مطرح است . « اللهم انى اسئلك بمعانى جميع ما يدعوك به ولاه امرك . . . لافرق بينك و بينها الّا انّهم عبادك و خلقك ، رتقها و فتقها بيدك ، بدئها منك و عودها اليك . . . » « 3 » خدايا ! از تو مسئلت دارم به معانى همه آنچه كه واليان امرت ، تو را بدانها مىخوانند . . . فرقى ميان تو و آنها نيست
--> ( 1 ) - اخبار حلّاج / 73 . ( 2 ) - جامعالاسرار / 345 . ( 3 ) - شيخ عباس قمى / مفاتيجالجنان / دعاهاى رجب / 134 ، طاهر خوشنويس ، صندوق پستى 2245 .